تبليغاتX
مهتاب عشق

مهتاب عشق

تقدیم به ازیزترین کسم .........

تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟!

تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر ازین دریا؟!

تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟!

تو دیدی هیچ وامق را که از عذرا خواهد از عذرا؟!

بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی

ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما

توی دریا منم ماهی چنان دارم که می خواهی

بکن رحمت بکن شاهی که از تو مانده ام تنها

ایا شاهنشه قاهر چه قحط رحمتست اخر؟!

دمی که تو نه حاضر گرفت اتش چنین بالا

اگر اتش ترا بیند چنان در گوشه بنشیند

کز اتش هرکه گل چیند دهد اتش گل رعنا

عذابست این جهان بی تو مبادا یک زمان بی تو

بجان تو که جان بی تو شکنجه ست و بلا بر ما

خیالت همچو سلطانی شد اندر دل خرامانی

چنانک اید سلیمانی درون مسجد اقصی

هزاران مشعلعه بر شد همه مسجد منور شد

بهشت و حوض کوثر پراز رضوان پر از حورا

تعالی ا... تعالی ا... درون چرخ چندین مه

پراز حورست این خرگه نهان از دیده اعمی

زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق

بکوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟!

زهی عنقای ربانی شهنشه شمس تبریزی

که او شمسیست نی شرقی و نی غربی و نی درجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 11:16  توسط محسن   | 

تقدیم به ....

گفتم غم تودارم گفتاغمت سراید

گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر اید

گفتم ز مهر بانان رسم وفا بیاموز

گفتا ز ما هرو یان این کار کمتر اید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا که شبروست او از راه دیگر اید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوست رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باغ خلد خیزد

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبرآید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد

گفت مگوی با کس تا وقت آن در آید

گفتم که نوش لعلت مارا به آرزو کشت

گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش حافظ کین غصه هم سر آید

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 18:25  توسط محسن   | 

عشق شیشه ای

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 17:5  توسط محسن   | 

قلب عاشق

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:55  توسط محسن   | 

عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:53  توسط محسن   | 

برای تو...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:52  توسط محسن   | 

I Love you...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:51  توسط محسن   | 

عشق سرخ...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:50  توسط محسن   | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌...

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:37  توسط محسن   | 

گلهای سرخ

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:20  توسط محسن   | 

گوی عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:19  توسط محسن   | 

...I love...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:18  توسط محسن   | 

عاشقان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:17  توسط محسن   | 

!تقدیم به س از ارومیه

 

!تقدیم به س از ارومیه

نه توگفتی که به جای آرم وگفتم که نیاری

  عهدوپیمان ووفاداری ودلبندی ویاری؟

زخم شمشیراجل به که سرنیش فراقت

کشتن اولی تر از آن کم به جراحت بگذاری

تن آسوده چه داند که دل خسته چه باشد؟

من گرفتارکمندم توچه دانی که سواری؟

کس چنین روی ندارد تومگرحور بهشتی؟

وزکس این بوی نیاید مگرآهوی تتاری؟

عرقت برورق روی نگارین به چه ماند؟

هم چوبرصفحه گل قطره باران بهاری

طوطیان دیدم وخوشترزحدیثت نشنیدم

شکراست آن نه دهان ولب ودندان که توداری

ای خردمندکه گفتی نکنم چشم به خوبان

بهچه کارآیدت آن دل که به جانان نسپاری؟

آرزومی کندم باتوشبی بودن وروزی

یاشبی روزکنی چون من وروزی به شب آری

هم اگرعمربود دامن کامی به کف آید

که گل از خارهمی آیدوصبح ازشب تاری

سعدی آن طبع نداردکه زخوی توبرنجد

خوش بودهر چه تو گویی وشکر هرچه تو باری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 16:50  توسط محسن   | 

عکس1

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 22:11  توسط محسن   | 

عکس2

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 22:8  توسط محسن   | 

عکس3

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 21:40  توسط محسن   |